خورشاه بن قباد الحسينى

89

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

نقش اين بدنامى و عار بر سواد و بياض ليل و نهار به تمادى روزگار بر صفحهء اخلاص شما خواهد ماند . چون مكتوب مذكور به مطالعهء امراى استاجلو رسيد ، ايشان نيز از ننگ اين بدنامى انديشه نموده به استقبال ديو سلطان و امرا بيرون آمدند و از مكر و غدر امرا غافل شده اتابكى حضرت شاه خلافت پناه « 1 » را به قاعدهء معهود به ديو سلطان رجوع نمودند ، به اندك روزى ديو سلطان و چوهه سلطان بر مسند امير الامرايى مستولى شدند « 2 » و امراى استاجلو را در جميع مهمّات ديوانى بىدخل ساختند و همّت بر تفريق جمع و تمزيق شمل ايشان بگماشتند و هر يك را به اقطاعى فرستادند . كپك سلطان كه مهتر آن طايفه بود چون ديد كه [ به سبب ] « 3 » كنده‌بازى مهرهء طالعش در ششدر اضطرار و تحيّر گرفتار است ، از آن معركه بيرون رفتن [ را ] « 4 » محض خير دانست و به جانب نخجوان و ايروان كه ولايت او بود روان شد . ديو سلطان و چوهه سلطان غيبت او را غنيمت دانسته اكثرى ولايات كه اقطاع آن طايفه [ بود ] « 5 » تغيير دادند . چون از هرگونه دلايل و علامات ظاهر شد كه ديو سلطان و چوهه سلطان با طايفهء استاجلو در مقام غدر و مكراند ، امرا و سرداران آن طايفه بنا بر دفع صايل با يكديگر اتّفاق نموده در بهار سنهء اثنى و ثلثين و تسعمايه [ 932 ] در چمن سلطانيّه جمع شدند و قدم از طريق مراعات بيرون نهاده دست به هرگونه بىحفاظى برگشادند . ذكر محاربهء ديو سلطان و چوهه سلطان با امراى استاجلو و بعضى حالات متفرّقه چون خبر موافقت و جمعيّت اميران استاجلو به سمع ديو سلطان و چوهه سلطان رسيد ، حضرت شاه خلافت پناه را برداشته عازم سلطانيّه شدند و بعد از وصول فريقين در برابر يكديگر صف « 6 » آراى شده

--> ( 1 ) . ت : عالم پناه . ( 2 ) . ت : شده . ( 3 ) . ب : ندارد . ( 4 ) . ب : ندارد . ( 5 ) . ب : را . ( 6 ) . ب : صفت .